السيد حامد النقوي

124

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ارحم امتى مىباشد بمعرض بيان آورده طريق ترك حيا و آزرم باقدام مجانبت تحرج و شرم سپرده و ظاهرست كه اولا ثبوت حيا فضلا عن صدقه برأى عثمان از قبيل محالات عاديه است چه هر واحد از واقعات فضيحه و احداث قبيحه او دليل قاطع و برهان ساطع‌ست بر اينكه او را نه از خدا شرمى و نه از خلق آزرمى بود و چگونه چنين نباشد حال آنكه شناعت و فظاعت اين احداث به حدى رسيده كه آخر اتباع و اشياع خود عثمان كيفر كردار او را در كنارش نهادند و خضم و قضم او را بسبب موضوع يكسر بر باد فنا دادند پس اين چنين كس را در باب صدق حيا باب مدينه علم وانمودن بمفاد صريح إذا لم تستحى فاصنع ما شئت كار فرمودنست ثانيا اگر صدق حيا براى عثمان بفرض غير واقع تسليم هم شود ناشى بودن آن از علم ممنوعست زيرا كه بسيارى از نسوان و صبيان ويله و سفها هم شيمهء حيا را دارا مىباشد حال آنكه بهرهء علم نمىدارند كما لا يخفى على ذوى الابصار پس تا وقتى كه ثابت نكرده شود كه اين حياى عثمانى ناشى از علم بود ذكر آن درين مقام قابل استحياست و ثالثا اگر اين هم فرض كرده شود كه حياى عثمانى ناشى از علم بود پس بعد ازين نيز دست بدامان مطلوب نمىرسد زيرا كه غاية ما فى الباب آنست كه اين معنى مثبت فى الجمله علمى براى عثمان خواهد بود و ظاهرست كه ثبوت فى الجمله علمى براى احدى باعث ارتقاء او بمرتبه بابيت مدينه علم نمىگردد كما أومأنا إليه انفا بالجمله اين باب عاصمى نيز به حمد اللَّه الودود از هر جهت متعلق و مسدود بلكه معدوم و مفقود و اين دعوى كاذبه او بر وجهش مرمى و مردودست ابطال باب مدينه علم بودن ابّى بن كعب هفتم آنكه عاصمى درين كلام خلاعت انضمام أبى بن كعب را يكى از ابواب مدينه علم قرار داده و در مقام اثبات اين مطلب ادعا كرده كه جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم او را بعلم قران و قراءت ان تفضيل داده و شاهد آن قول آن جنابست و اقرأهم أبى بن كعب و روايتى و اقرأهم لكتاب اللَّه وارد شده و ظاهرست كه اقدام عاصمى برين ادعا مورث حيرت ارباب انصاف و حياست چه اولا بلا شاهد نص جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بر بابيت أبى بن كعب محض به لحاظ بعض اخبار وارده در حق أبى او را باب مدينه علم قرار دادن جرأت و جسارت عظيمه است كه از اهل تحرج و تاثم صادر نمىتواند شد و ثانيا استدلال بجمله و اقرأهم أبى بن كعب كه جز وى از حديث موضوع ارحم امتى بامتى ابو بكر مىباشد نهايت مجانب تحقيق و بغايت مبائن تدقيقست و ثالثا اگر بالفرض نسبت اين قول بجناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم صحيح هم باشد دليل تفضيل أبى بن كعب در علم قرآن و قراءت آن بر جمله اصحاب نمىتواند شد چه علماى اعلام سنيه ازين قول آن جناب تفضيل أبى بن كعب بر سائر صحابه در علم مستفاد نمىدانند بلكه آن را محمول مىنمايند بر اينكه أبى صرف در قراءت قرآن اعلم بود و اعلميّت او را درين امر هم نسبت به جماعت مخصوصين يا فى وقت من الاوقات مؤول مىكنند و بصراحت افاده مىنمايند كه غير أبى از أبى اقرأ بود چنانچه